ترنم باران
جملگی ما عاشقان بارانیم

 

خیابونا تا زانو آب بود ، هر ماشینی که رد می شد انگار دو تا بال داشت ، دو بال از جنس آب ، گاهی خیس و گاهی خشک ، از ماشین پیاده شدم ، پامو که زمین گذاشتم احساس کردم پام رفته تو چاله .............اما چاله کجا بود ، گوشه خیابون یک عالم آب بارون بود .............بارون شدید می بارید ، خواستم چترمو باز کنم .........وای حالا چه وقت خراب شدنه ......................انگار شیر آب رو باز کرده بودن .................خیسه خیس بودم ..................نگران کتابای تو دستم بودم .........................هیچ ماشینی نگه نمی داشت .......................بالاخره سوار یه ماشین شدم .................وقتی رسیدم خونه ...........صدای تلویزیون رو می شنیدم که می گفت باران بی سابقه بود ...............و من تو این بارون داشتم از دانشگاه با کلی خستگی برمی گشتم ................انزلی همیشه بارونیه و من ناراحت نیستم ...................باران زیباست حتی اگه خیس بشم ...........زیباست اگه مدت طولانی زیرش بمونم و ماشینی واسم نگه نداره ...............زیباست اگه حتی جزوه هام خیس بشن ..............زیباست حتی اگه با حرکت ماشینا روی من تلی از آب بپاشه .................حتی اگه دیر برسم ..................حتی اگه تگرگ بشه ..........من عاشق بارانم




            ارسال نظر(2)
پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 13:17
amatis-93

درباره وبلاگ


اول سلام دوم خوبید سلامتید چه خبر ؟ مامان بابا خوبن ........ اووووووووم خوب بزار ببینم . عاقا من تو این وبلاگ هر چی خوشم بیاد می زارم . امیدوارم شما هم دوس داشته باشین . البت بیشتر داستان هستا اما خوب چیزای دیگه هم پیدا می شه .......
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
از مطالب جدید باخبر شوید؟
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران