|
ترنم باران جملگی ما عاشقان بارانیم
سلام . امروز یه اتفاق جالب افتاد ................داشتم طبق معمول تو پروفایلم ( سایت نودهشتیا) با دوستام می گپیدم ، با یکی از دوستام که اونم مثه خودم انزلی چی بود واسه چهارشنبه پیش قرار گذاشته بودیم که همدیگه رو ببینیم اما نشد ، حرف یکی از دوستای صمیمی من پیش اومد ، یهو به جایی رسید که دیدیم دوست مشترکمونه...................بعد دیدیم ما همکلاسی هم بودیم ...............حالا هی به مغزم فشار می یارم آخه من تو دبیرستان ، همچین اسمی ( سارا ) دوست نداشتم ........................بنده خدا تازه فامیلشو گفت .............دیدم به به ، عجب دوستایی ما هستیم ...........آخه تو نت همدیگه رو پیدا کنیم ، اونم بین این همه سایت ............بله دیگه کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم چرا که نه ؟..................
درباره وبلاگ اول سلام دوم خوبید سلامتید چه خبر ؟ مامان بابا خوبن ........ اووووووووم خوب بزار ببینم . عاقا من تو این وبلاگ هر چی خوشم بیاد می زارم . امیدوارم شما هم دوس داشته باشین . البت بیشتر داستان هستا اما خوب چیزای دیگه هم پیدا می شه ....... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|